بعد از انقراض حکومت ایلخانی بیشتر عشایر به تخت سلیمان آمدوشد داشتند و از فضاهای مسقّف اینجا در فصل تابستان استفاده می‏کردند، امّا پس از آنکه این مکان، بر اثر گذشت سالهای متمادی، مخروبه شد، مردم محلّی نیز به اینجا رفت آمد نکردند. در محوّطه تاریخی تخت سلیمان همین مسئله در رازآلود شدن و افسانه شدن این محوطه مؤثر بوده و افسانه‏های ساخته شده نیز در زمان صفویان تشدید شده است، از جمله: 

1-در اطراف محوّطه تاریخی تخت سلیمان تخت سنگ بزرگی وجود دارد که شبیه یک حیوان غول‏پیکر است؛ تصور عامّه مردم محل آن است که اژدها به فرمان سلیمان نبی (ع) سنگ شده است. 
 
2-بر بالای یکی از کوههای اطراف تخت سلیمان تخته سنگ های کوچکی وجود دارد که یک گلّه گوسفند به همراه صاحبش تبدیل به سنگ شده است. 

3-در ۳ کیلومتری غرب تخت سلیمان، کوه مخروطی میان تهی وجود دارد که هزاران سال پیش به وجود آمده است. اهالی محل این کوه را « زندان سلیمان » یا « زندان دیو » می خوانند. آنها معتقدند که حضرت سلیمان (ع) دیوهایی را که از فرمانش سرپیچی می کردند در این کوه زندانی می کرده است؛ براساس این افسانه روزی یکی از دیوها که قصد فرار از این زندان را داشت، با زبان مشغول لیسیدن زنجیر در پایش می شود تا زنجیر را نازک کند. هنگامی که زنجیر پاره می شد، دیو هنگام فرار، به جای آن که «یا الله» بگوید، «یا داوود» می گفت و زنجیر دوباره ضخیم و محکم می شد.   

4-در اطراف کوه زندان سلیمان چشمه های آبگرم بسیاری وجود دارد که اهالی محلّی معتقدند که وقتی دیوها در داخل این کوه‏ها ادرار می‏کنند، ادرار آنها به صورت آبگرم و بخار بیرون می آید.