دریاچه تخت سلیمان یا خسرو
هفت صبح - ۱۹/۸/۹۰ - علی ترک قشقایی - مؤسسه فرهنگی ارتباط پویا:
-----

هفت صبح - ۱۹/۸/۹۰ - علی ترک قشقایی - مؤسسه فرهنگی ارتباط پویا:
-----

آتشکده ی آذرگشنسب یکی از سه آتشکده ی بسیار مهم ایران در زمان ساسانیان بود.
آذرگشنسب (آتش شاهی یا آتش سلحشوران) حافظ جنگجویان بوده و به عنوان نماد وحدت کشور از احترام والایی برخوردار بوده است. آن چنان که پادشاهان ساسانی پس از تاج گذاری از تیسفون پیاده به زیارت آن می رفتند و از غنایم جنگی خود هدایای بسیاری به آن تقدیم می کردند.
« آذرگشسب » به معنی «آتش اسب نر است» و بر پایه ی افسانه های ایرانی دلیل نام گذاری این است که کیخسرو بهنگام گشودن بهمن دژ در نیم روز با تیرگی شبانه که دیوان با جادوی خود پدید آورده بودند روبرو شد. آنگاه آتشی بر یال اسب وی فرود آمد و جهان را دیگر باره روشن کرد و کیخسرو پس از پیروزی و گشودن بهمن دژ، به پاس این یاوری اهورایی، آتش فرود آمده را آنجا بنشاند و آن آتش و جایگاه به نام آتش اسب نر (گشسب یا گشنسب) نامیده شد.
هرچند بررسی های تاریخی، شروع به ساخت آتشکده را زمان پیروز اول ساسانی در اواسط سده ی پنجم میلادی نشان می دهند.
بنای نخستین از خشت ساخته شده است و طرح آن چنان کامل بوده که جایگاه بناهایی که بعدها در این مجموعه ساخته شد از ابتدا در نظر گرفته شده بوده است. در جریان قیام مزدکیان این مکان مورد بی توجهی و بی اعتباری قرار گرفت. اما پس از سرکوب قیام یک نوسازی همه جانبه آغاز شد و خسرو اول (خسرو انوشیروان) در سال 529 میلادی آتش شیز را از آتشکده ی شیز در شیز قدیم (احتمالا آبادی لیلان امروزی) به این مکان منتقل کرد و از آن پس این مکان که شیز نامیده شد [ تلفظ شیز به پهلوی گنزک است که این نام بر گرفته از دریاچه ی چیچست (ارومیه) می باشد ] نماد وحدت ملی و یکسان سازی دین کشوری گشت.
مصالح استفاده شده در بناهای این دوره ترکیبی از سنگ و خشت بوده است . در سال 627 میلادی و در زمان خسرو پرویز، در جریان لشکرکشی هراکلیوس امپراتور بیزانس آتشکده غارت و ویران شد. هرچند که برطبق گفته های ابودلف آتش آذرگشنسب تا سده ها پس از این تخریب هم چنان روشن ماند.
شیز که شهر اجرای آیین های مذهبی - حکومتی بوده حصاری عظیم از سنگ و ساروج به شکل بیضی با دو دروازه داشته است. حصار به 38 برج و راهرویی دفاعی جهت دسترسی به اتاقک این برج ها تجهیز شده بود. در زمان ساسانیان راه اصلی ورود به شیز دروازه ی شمالی بوده است. نکته مبهم در معماری دروازه ها نحوه ی بسته شدن آنهاست؛ زیرا آنها فاقد هرگونه حایل برای در هستند هم چنین هیچ جایی برای پاشنه ی در، در آنجا به دست نیامده است. زائران پس از عبور از دروازه ی شمالی روبروی خود دیواری را می دیدند با ارک های نیم دایره ای که تمام تأسیسات داخلی را دربر می گرفت. این حصار داخلی چهار دروازه به خارج داشت و گذرگاهی طاق دار به این دیوار متصل بود که از راه این دالان بخش های مختلف داخلی با یکدیگر در ارتباط بودند. پس از عبور از دروازه ی شمالی این حصار داخلی که به شکل یک اتاقک مستطیل شکل بوده زائران وارد حیاطی بزرگ می شدند که توسط سرسراهای ستون دار احاطه می شد. در جنوبِ میان سرای (حیاط) یک ایوان قرار داشت که با عبور از آن زائر وارد بخش اصلی آتشکده آذرگشسب شده و آن دالانی بود که آتشگاه را احاطه می کرد. آتشگاه، چهارتاقی آجری بوده با سقفی گنبدی. زائر می توانست در دالان پشت نرده های باریکی بایستد و مراسم نیایش را مشاهده کند. در میانه ی کف چهارتاقی یک گود چهارگوش به عمق هشت ردیف آجر وجود داشت که محل قرار گرفتن آتشدان بود. هم چنین در این اتاق چهار سکو از سنگ ماسه جهت قراردادن برسم و نیز تعدادی میز یا نیمکت از آجر برای آماده کردن مخلفات مربوط به نوشابه ای که در مراسم نیایش نوشیده می شد وجود داشته است. موبدان در کنار آتشدان دهان خود را می بستند تا آتش را با نفس خود آلوده نسازند و نیز دستکشی به دست می کردند تا چوب های از قبل تطهیر شده را که با انبر روی آتش قرار می دادند، آلوده نکنند. این مراسم همراه با خواندن سرودهای اَوِستای کهن و متن هایی از تعالیم زرتشت بوده است. در جنوب دالان زائر می توانست از طریق ایوان جنوبی به کنار دریاچه راه پیدا کند.
دریاچه تخت سلیمان را تالارهای ستون دار دربرگرفته و فضایی مانند حیاط مسجد جامع اصفهان را ایجاد کرده بود که تصویر این بناسازی دور دریاچه را در حاشیه ی ظرف بُرُنزی معروف ساسانی در موزه هنرهای اسلامی برلین می توان مشاهده کرد. در شمال دریاچه، سه ایوان در شرق و غرب و مرکز وجود داشت که در جنوب آن احتمالا یک ایوان بوده ولی آثار آن از بین رفته است. گمان می رود تخت تاقدیس (تخت معروف خسرو پرویز) برحسب این که خورشید برای یک اقامت مطلوب در چه موقعیتی قرار داشته در یکی از این سه ایوان قرار می گرفته است. در واقع برخلاف نوشته ی ابودلف، تخت قابل چرخش نبوده است بلکه با اسب به موقعیت مناسب برده می شده است. بناهای مجموعه ی شمال دریاچه به دو قسمت اصلی تقسیم می شدند که دالانی آنها را از هم جدا می کرد. بخش غربی این مجموعه یا آتشکده ی مغا، بجز بخش هایی که ذکر شد شامل این قسمت ها نیز بوده است : چهارتاقی چلیپا مانند که به دالان دربرگیرنده ی چهارتاقی وصل بوده است. درباره آن دو حدس وجود دارد، یکی این که «یزشن گاه» یا محل نگهداری آتش زمانی که در معرض دید نیست بوده و دیگر آن که مکان مقدسی در ارتباط با پرستش آب بوده؛ زیرا که پرستش آتش رابطه ی نزدیکی با پرستش آناهیتا، ایزد آب داشته است. در مرکز کف این چهارتاقی سکویی از آجر ساخته شده است. که هم می توان فرض کرد که در چهارگوشه ی آن آتشدان های سنگی قرارداشته و هم شباهت بسیاری با حوض دارد مخصوصا که درزهای آن رسوب گرفته اند. هرچند در سمت راست میان سرای ورودی مجموعه ی بزرگی از اتاق ها به دور یک فضای مرکزی مربع شکل قرار گرفته که احتمال بیشتری دارد که نیایشگاه آناهیتا بوده باشد. فضای مرکزی این مجموعه، اتاقی دارای هشت ستون بزرگ است که توسط دالان پهن تاقداری پیرامون شده است. در میان این فضا یک سکوی چهارگوش شکل وجود داشته و احتمال دیگری برای کاربرد این مجموعه داده می شود و کاربرد آن به عنوان انبار چوب های روشن نگهدارنده ی آتش مقدس در زمستان است. در چهارتاقی چلیپایی، اتاق هایی با رف (طاقچه) هایی در دیوارها دیده می شوند و احتمالا آنها خزانه های آتشکده بوده است؛ باغ هایی نیز وجود داشته است که از ترکه های درختان آن برسم تهیه می کرده اند.
نشریه ایران - مقاله - پریا خداقلی زاده - ۲۵ اردیبهشت ماه ۱۳۹۰
همه چيز براي انتخاب اين مقصد هيجان انگيز بود. از چهارمين اثر ثبت شده در يونسكو گرفته تا افسانه ها و داستان هاي عجيبي كه مي توانست وسوسه رفتن و از نزديك ديدن را براي هر كسي دو چندان كند. مقصد يا حالاديگر بهتر است بگوييم مسير پرجاذبه اي كه تجربه آن تنها يك سفر نبود، بلكه تركيبي از كوهپيمايي، پياده روي و طبيعتگردي، بازديد تاريخي، غارنوردي و ده ها تجربه جديدي بود كه جذابيت منطقه را دوچندان مي كرد.
البته روزي كه تخت سليمان را به عنوان مقصد توريستي انتخاب كرديم هيچ فكر نمي كرديم با يك تير ده ها نشان بزنيم. آن هم نشان هايي كه بدون اغراق جزو تجربه هاي متفاوت سفرهايمان خواهد شد. براي رسيدن به مجموعه عظيم تخت سليمان كه در 45 كيلومتري شمال شرقي شهرستان تكاب در استان آذربایجان غربی واقع شده است؛ از مسير تهران – قزوين به طرف زنجان حركت كرديم. انتخاب اين مسير گذشته از تمام جاذبه هايي كه در ادامه پيش رويمان قرار داد، فرصت بازديد از بزرگترين گنبد آجري جهان را هم ايجاد كرد. قبل از رسيدن به زنجان توقف كوتاهي كرديم و از نزديك به تماشاي يكي ديگر از «ترين» هاي ايران و به راستي نمونه خارق العاده هنر و معماري ايراني – اسلامي يعني گنبد سلطانيه رفتيم.
تقريباً 50 كيلومتر بعد از ابهر زماني كه از سمت غرب وارد بخش كوچك سلطانيه مي شويم، براي پيدا كردن بزرگترين گنبد آجري جهان كه به كليساي مريم مقدس فلورانس هم فخر مي فروشد، نيازي به پرس وجو نيست چرا كه از همان ابتداي مسير گنبد عظيم و فيروزه اي سلطانيه به هر مسافر و تازه واردي خوشامد مي گويد. به راستي براي درك بعضي از عظمت ها هيچ وصف و توصيفي به اندازه چشمان نظاره گر آدم را ياري نمي كند.
اين گنبد عظيم و چشم نواز كه بيش از 300 سال قدمت دارد و به دستور سلطان الجايتو ساخته شده، بلندترين گنبد جهان است. گنبد سلطانيه در زمان ساخت بلندترين ساختمان جهان بوده و حتي از برج هاي بلندي مثل امپاير استيت بيلدينگ نيويورك، مركز ارتباطي تورنتو و برج كوالالامپور هم بلندتر بوده و امروز با ارتفاع 5/48 متر پس از كليساي مريم مقدس و مسجد اياصوفيه استانبول سومين گنبد بزرگ جهان و اولين گنبد آجري به لحاظ استفاده و به كارگيري آجر در ساخت محسوب مي شود. گنبد سلطانيه در سال 1384 به عنوان هفتمين اثر ملي ايران در فهرست ميراث جهاني يونسكو به ثبت رسيده است. اگرچه اين بناي حيرت آور در نگاه اول چشم هر بيننده اي را خيره مي كند اما به محض ورود به ساختمان سلطانيه و روبه رو شدن با حجم انبوهي از داربست هايي كه از پيكر ديوارها بالارفته بخش اعظمي از هيجان و حيرت بازديدكنندگان با تعجب روبه رو مي شود، تعجب از اين موضوع كه چرا كار مرمت و احياي چنين بناي باشكوهي بايد بيش از 50 سال به طول بينجامد! بعد از گشت كوتاهي در زنجان و روستاهاي اطراف كه هر كدام جاذبه هاي فراواني دارد و براي لذت بردن از آن بايد با فرصت كافي و مختص زنجان به اين شهر سفر كرد، از مسير دندي به سمت تخت سليمان و تكاب حركت كرديم. سراشيبي مسير شهر دندي جاده اي پرخم و پيچ در دل دشت هاي وسيع دامنه زاگرس است كه طبيعت سرسبز و زيبا به اضافه بكر بودن مسيري كه شما را با خود به ارتفاع باورنكردني مي برد، همه چيز را براي لذت بردن مسافر از مسير فراهم كرده است. علاوه برآن دندي يكي از شهرهاي معدني كشور است كه به دليل جا دادن معادن مختلف در خود بيشتر چهره اي صنعتي به خود گرفته و ورود مسافران و گردشگران را به منطقه با كندي قابل توجهي مواجه كرده است. پس از پشت سر گذاشتن جاده دندي كه به راستي مسير بكر و پرجاذبه اي بود و شايد تا قبل از آن، نمونه اي حتي شبيه به آن را هم در هيچ مسير ديگري نديده بوديم. دشت هاي وسيع و سرسبز كه ظرف مدت كوتاهي با پيچ و خم جاده به زير پا مي رفت و در ارتفاعات بالاتر دامنه هاي سرسبزي كه هر لحظه وسيع تر مي شد به كمك هواي مه آلودي كه دشت را محاصره مي كرد جلوه بي نظيري به مسير بخشيده بود.
پس از پشت سر گذاشتن مسير يك ساعته جاده دندي به محوطه تاريخي تخت سليمان رسيديم. جايي كه گذشته از تمام تعريف ها و اسطوره هايي كه از آن به گوش مي رسد و گذشته از اين كه چهارمين اثر ثبت شده كشور در يونسكو است بايد به تماشاي آن رفت تا از نزديك قدم به شاهراه چاكرا هاي زمين گذاشت.
به گفته كارشناسان و انرژي درمانان ، بزرگترين چاكراي زمين كه انرژي از آن ساطع مي شود، درست در محل درياچه حيرت آور تخت سليمان واقع شده است.
برخي هم معتقدند شهر تاريخي شيز (زادگاه زرتشت) همين تخت سليمان كنوني است كه بعدها به دلايل مختلف مانند فوران كوه هاي آتشفشاني اطراف مدفون شده است.
مجموعه تخت سليمان شامل درياچه اي هميشه خروشان كه حاصل يك چشمه آتشفشاني است، برج و باروي سنگي، چهار طاقي آتشكده آذرگشسب (آتشكده پادشاهان و جنگاوران)، نيايشگاه آناهيتا، كاخ هاي دوران ساساني و ساختمان هاي مربوط به سلاطين ايلخاني مي شود.
درباره درياچه عجيب و شگفت انگيز تخت سليمان روايت ها و گمانه زني هاي مختلفي وجود دارد و ازجمله معروف ترين آنها اين است كه اين درياچه با عمق 112متر و قدمت دو ميليون سال محل مقدسي براي ريختن گنج ها و ثروت پادشاهان مختلف به عنوان نذر درون آن بوده است. به اعتقاد برخي از كارشناسان هم نذر معروف كوروش پادشاه هخامنشي به عنوان نذر پيروزي درون اين درياچه سالها است با خيال آسوده از در امان بودن آرميده است. تقريباً مي توان گفت دسترسي، شنا، غواصي و حتي به كارگيري تجهيزات براي رسيدن به كف درياچه غيرممكن است. به دلايل مختلفي مانند عمق بي نهايت، املاح زياد و فشار حاصل از حفره آتشفشاني و شايد هم به اعتقاد محلي ها به علت طلسم اين درياچه، امكان دسترسي به داخل آن وجود ندارد و همين نكته گمانه زني ها در مورد گنج بي نهايت كف درياچه را قويتر مي كند. اما گذشته از تمام روايت ها و قدمت تاريخي تخت سليمان، فضاي عجيبي كه در اطراف درياچه و محوطه وجود دارد حس و حال عجيبي به گردشگران و هر كس كه براي تماشاي اين محوطه بكر آمده باشد منتقل مي كند. حتي فكرش هم خيال شيرين و دل انگيزي است. قدم زدن در جايي كه مي گويند زادگاه زرتشت است، دوميليون سال قدمت دارد، درياچه اي دارد با عمق 112متر كه با وجود دو خروجي آب، هيچ گاه آبش خشك يا حتي كم هم نمي شود، يكي از بزرگترين نيايشگاه ها و آتشكده هاي دوران ساساني است و از همه مهم تر محل تلاقي انرژي هاي نيك زمين است. تخت سليمان مجموعه اي عظيم، فوق العاده و متنوع است كه هيچ تماشاگري از نظاره آن پشيمان نخواهد شد.
اما اين تمام شگفتي هاي اين منطقه نيست، در سه كيلومتري غرب تخت سليمان كوه مخروطي عجيبي وجود دارد كه در نگاه اول به دليل ظاهر غيرعادي توجه مسافران را به خود جلب مي كند. اين كوه مخروطي كه هزاران سال پيش بر اثر فوران آتشفشان به وجود آمده به زندان سليمان يا كوه شيطان شهرت يافته است. اگر مسافر اين منطقه شديد حتماً مسير كوتاه اين كوه را طي كنيد تا به لبه حفره اين آتشفشان خاموش برسيد و يكي از شگفت انگيزترين دهانه هاي آتشفشاني خاموش را از نزديك تماشا كنيد.
براي ادامه اين سفر هم گذراندن ساعاتي كوتاه در مجتمع آبگرم و حركت به سمت تكاب و بازديد از مسجد تاريخي اين شهر و غارهاي شگفت انگيز اطراف پيشنهاد مناسبي است. تخت سليمان چهارمين اثر ثبت شده در يونسكو است، قدمت غيرقابل تخميني دارد، شگفتي ها و تنوع جاذبه هايش بي شك دل هر بازديدكننده اي را با خود همراه مي كند اما با وجود تمام اين جاذبه ها سالهاست به دليل محروميتي كه حاصل بي غمي و نگراني برخي ها در منطقه است در سكوت هميشگي خود چشم به راه ديده شدن به انتظار نشسته است. انتظاري طولاني كه حتي گذر زمان هم مرهمي بر آن نمي شود. شايد قبل از آنكه نگاه كسي به شگفتي هاي منطقه جلب شود از سكوت و خلوتي عجيب چنين منطقه پرجاذبه متعجب شود. اينجا به طرز عجيبي خلوت است آنقدر كه لازم است چند بار تابلوي ثبت در يونسكو را بخواني و به اطلاعات قبلي ات پافشاري كني تا مطمئن شوي اشتباه نيامده اي و تازه وقتي مطمئن مي شوي بيشتر تعجب مي كني كه چرا زادگاه زرتشت، سرزمين اسطوره ها و تاريخ و شگفتي هاي بي پايان حتي به اندازه يك پارك كوچك هم مورد توجه قرار نگرفته است؟ به گفته مردم محلي از زمان هاي دور تا به امروز برخي افراد به دليل ترس از به خطر افتادن منافع شان اجازه رونق امكانات توريستي در منطقه را نداده اند و كاش هتل، رستوران، اقامتگاه، جاده مناسب و... امكاناتي بود تا بهانه اي مي شد براي رد اين ادعا! نمي دانم چه شد كه چوب منفعت طلبي بار ديگر به جان پيكر بي رمق كهن تاريخ اين مرز و بوم افتاده است و هيچ كس يادش نيست تخت سليمان كه در محاصره معادن باارزش اطراف است، هيچ از معدن طلايي كه در چند كيلومتري آن قرار دارد كم ندارد و كاش به همان اندازه كسي نگران معادن طلاي تاريخ هم بود.
مسافر تخت سليمان شويد تا از نزديك به تماشاي اين معدن بي پايان شگفتي ها درست در قلب زمين، بنشيند.
(با تشكر از امير غفاري كه دراين سفر ما را ياري كرد)
نشریه اطلاعات ۳۱ مرداد ماه ۱۳۶۹ : تصویب تبدیل بخش تکاب به شهرستان تکاب در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی :
