ایوب انصاری

مقدمه

 معماری همانا هنر خلق فضاست و معمار این پیامبر گونه با تمام ظرافت از آن سنگ خشن فضایی عارفانه‌ای را به وجود می آورد که چشم دل فقط توان درک این زیبایی و ظرافت ماهرانه را دارد . یکی از آثار ناشناخته دوره معماری اسلامی ایران در شهرستان تکاب بقعه ایوب انصاری است که در منطقه به نام ایوان‌ساری نیز خوانده می شود و امروزه به صورت زیارتگاهی است که از نقاط مختلف به زیارت آن میروند.

 

 بقعه ایّوب انصاری در بالای کوهی به همین نام در 13 کیلومتری جنوب شهرستان تکاب در استان آذربایجاتکاب - دورباش - بقعه ایوب انصارین غربی قرار دارد، و دارای ناهمواری است که از روستای دورباش عبور می کند، و سپس به صورت جاده‌ی مالروی به قلعّه‌ی کوه منتهی می گردد. این کوه عظیم که نام آن را به تبع از بقعه‌ی مورد ذکر کوه ایّوب انصار می نامند این بقعه جزو زیباترین مقابر مذهبی آذربایجان به حساب می آید بنای مذکور از تناسبات بیسار زیبایی برخوردار است که احتمال می رود 50 سال بعد از فوت این عالم و فقیه این بنا را به پاس داشت وی می سازنند .

 معمار بنا سعی فراوانی در ایجاد تناسب میان اجزای ساختمان به عمل آورده است.آنچه توجه هر بیننده را در وهله‌ی اول جلب می نماید فقدان منبع آب یا چشمه در حوالی بقعه است، و سازندگان آن مجبور بوده‌اندکه آب مورد نیاز را از پایین کوه به محل ساختمان حمل کنند،و این مسئله خود میتواند دلیل بر ایمان محکم افراد محلّی و معتقدان ایّوب انصاری باشد.

 اگر چه صدها سال از تاریخ ایجاد بنا میگذرد، ولی روی هم رفته از نظر معماری اثری جالب و قابل ملاحظه‌ای برجا مانده است. با توجه به مناسب بودن مصالح و متریال‌های اولیّه‌ی بنا که جز سنگ لاشه و قلوه سنگ و ملاط چیز دیگری نیست . شکل کلی بنا، به طور کلی به صورت طرح مستطیل است و در تمام قسمتهای آن سنگ قلوه و لاشه سنگ و ملاط ماسه و آهک به کار رفته است. ابعاد سنگهای پایین‌بنا بزرگتر از سنگهایی است که در قسمتهای بالا به کاربرده‌اند. 

به منظور بررسی اجزای مختلف بنا و آشنایی با نحوه طراحی و متریال به کاررفته سه قسمت اصلی ( اندام ) میباشد.

بقعه ایوب انصاری تکاب

1 - دهلیز یا کفش کن 2- قسمت چهار طاقی 3- اتاق مقبره

 دهلیز یا کفش کن

به وسیله‌ی مدخل اصلی به آن راه می یابیم، مستطیل شکل است،این قسمت در غرب بنا واقع شده است،طول آن 15/3 و عرض آن 75/1 متر می باشد.در سردر ورودی این قسمت فرو رفتگی کوچکی که جای کتیبه‌ی مرمت بنا بوده است، مشاهده می گردد. دیوارهای داخلی به وسیله‌ی قشری از گچ و آهک پوشیده شده، و از در دیوار شمالی نیز آثار یک طاقچه‌ی کوچک جلب توجه می کند.

 قسمت چهار طاقی

 این قسمت به وسیله‌ی چهار قوس گهواره‌ای شکل و همچنین فیل گوش‌هایی که تعبیه گنبد عرقچینی را آسانتر می نماید، هر کس را به یاد معماری چهار طاقی‌های ساسانی می اندازد. بنابراین در اینجا مورد استعمال دیگری داشته است.دیوار جنوبی چهار طاقی بقعه‌ی ایّوب انصاری ، در اثر قرار گرفتن در مقابل بادهای شدید منطقه و همچنین عوامل فرساینده‌ی دیگر تا حدی از قسمت تالار ویران شده است، به طوری که هم اکنون نور بیشتری به درون بقعه می تابد.داخل چهار طاقی را با قشری از آهک و گچ سفید کاری کرده اند.بعضی از قسمت ها به مرور ایّام و به علّت تماس با دست زائران و همچنین چسباندن سنگهای کوچک به منظور استجابت دعا، و بر آورده شدن حاجات، بکلی از بین رفته است. در اینجا به مقداری طاقچه در گاهی و یا فرو رفتگیهای محراب مانند بر می خوریم که از عوامل تزئینی این قسمت به شمار می رود. این طاقنماها در طرفین هر کدام از جرزهای پایه گنبد قرار گرفته‌اند،و از نظر شکل و اندازه با هم تفاوتی ندارد.

 اتاق مقبره

در قسمت شمال چهار طاقی بنا اتاق مقبره ساخته شده است و گوشه‌های آن را به اصطلاح معماران کمی پخ کرده‌اند ، که به مرور زمان پلان آن را به شکل کاملا دایره‌ای در آورده است. درون این قسمت به صورت استوانه‌ای عظیم بالا رفته است. تنها نورگیر مقبره در جانب غربی آن قبل از شروع گنبد ، و بر روی پا طاق ایجاد شده، و به شکل مستطیل و به اندازه های 80 × 40 سانتیمتر است. پایه‌ی گنبد حاشیه‌ای گچ بری دارد، که دور تا دور آن می گردد. این حاشیه‌ی تزئینی در واقع ابتدای شروع گنبد را مشخص می نماید. از عوامل تزئینی دیگر می توان چهار عدد طاقنما را در این قسمت نام برد، که شکل آن تقریباً یکسان است.

گنبد مقبره از بیرون شکل منظّمی ندارد، و احتمالاً بر اثر تعمیرات ناشیانه ای که در ادوار بعدی صورت گرفته شکل حقیقی خود را از دست داده است و قطر آن در حال حاضر 20/5 متر است. بقعه‌ی ایّوب انصاری از نظر سبک معماری و مصالح ساختمانی و همچنین نقشه، شباهت زیادی به مقبره‌ی سلطان ویس دارد، و با آن قابل مقایسه است. بنای سلطان ویس را به قرن 6 هجری دانسته‌اند، و احتمالاً در ساختن بقعه ایّوب که مربوط به اواسط قرن نهم هجری است، از آن الهام گرفته شده است

 وجه تسمیه‌

 بقعه‌ی ایّوب انصاری که هم اکنون زیارتگاه اهل محل می باشد، در واقع مدفن یکی از فقهای گمنام است. در هیچ یک از کتابهای تاریخی و تذکره‌ها، از این شخص دیده نشد، ولی در اسناد و مدارکی که از دوره‌ی صفویه برجا مانده، و مربوط به موقوفات این بقعه است، همه جا نام این شخص را با احترام خاصی نوشته‌اند، و چندین بار به اسم (سلطان العارفین)، ایّوب انصاری بر می خوریم که در سال 850 هجری قمری دار فانی را وداع گفت. 

از آنجایی که ابو ایّوب کنیت بسیاری از علما و فقهای اسلامی بوده، و بعضی از آنها که ملقّب انصاری بوده‌اند، نسب خویش را به خالد بن یزید انصاری (ابو ایّوب انصاری) صحابی گرامی رسول اکرم (ص) می رسانده‌اند.

 ابو ایّوب خالد بن زید انصاری حدود بیست سال قبل از بعثت در قبیله بنی نجار در مدینه به دنیا آمد. او در سال 12 بعثت در پیمان دوم عقبه حضور یافت و با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بیعت نمود. ابو ایوب انصاری از جمله صحابه بزرگ رسول خدا بود که پس از رحلت پیامبر به دفاع از حق امامت امام علی علیه السلام پرداخت. او پس از ماجرای سقیفه بنی ساعده و موضع‌گیری حضرت علی علیه السلام در برابر حکم این سقیف، از زمره دوازده تن مبارز سیاسی مدینه بود که در آن فضای رعب و وحشت، به مخالفت با حکومت پرداخت، در مسجد النبی مدینه در مقابل خلیفه سخن گفت و واقعه غدیر خم را یاد آور شد. او در زمان خلافت عثمان نیز از مخالفان وی بود . پس از شهادت امام علی علیه السلام و در زمان حکومت معاویه، ابوایوب انصاری برای جنگ به قسطنطنیه (استانبول فعلی) رفت و سرانجام در سال 52، در هنگام محاصره قسطنطنیه بیمار شد و در گذشت.

 بنا به وصیتش او را در پای دیوار شهر قسطنطنیه به خاک سپردند. پس از استیلای ترکان بر قسطنطنیه، در محل دفن ابو ایوب مسجد بزرگی بنا نهاده شد، و اکنون نیز مرقدش در شهر استانبول زیارتگاه است زیارتگاه وی را در ترکیه با این کلمه می شناسند : Eyüp Sultan Camii 

هم اکنون عدّهای از اخلاف صاحب بقعه در منطقه‌ی افشار سکونت دارند، و بنا به روایاتی که سینه به سینه نقل گردیده است، گویا این روحانی بزرگ به منظور تبلیغ دینی عازم این منطقه شده، و پس از ارشاد و هدایت مردم چشم از جهان فرو بست، و هیچگونه تألیف یا نوشته‌ی دیگری از این عارف برجای نمانده است،تا به درستی مسیر افکار و نحوه‌ی ارشاد و کیفیت تعالیم نامبرده مشخص گردد.

بقعه ایوب انصاری از دیدگاه عوام

همانطور که قبلا ذکر شده است معتقدان ایوب انصاری کیلومترها راه برای زیارت مزار نامبرده طی می‌کردند، به هر حال توقع افراد عامی از اینگونه بقاع چیزی جز شفای بیماران و با برآورده شدن حاجات نیست ، متاسفانه همین موضوع مسیر فکری صحیح آنها را عوض میکرده و یک نوع مقام مافوق انسانی درباره شخص متوفی قائل می‌شدند و عوام کراماتی هم به صاحب بقعه نسبت میدادند.

 گویند ایّوب انصاری به وسیله‌ی عده‌ای اشرار در بالای کوه شهید شد، و سر او را به پایین انداختند، و یکی از آنان فریاد زد : دورباش و جایی که سر ایّوب انصار ایستاد دهی ساختند که هم اکنون به نام دورباش معروف است.

 این افسانه‌ها هنوز در بین افراد محلی سینه به سینه رواج دارد ، و آنچنان سخت به این افسانه‌ها دل بسته‌اند، که حتی قبر دو نفر از آخرین متولّیان بقعه را که در پایین کوه و در روستای دور باش واقع شده است را محل دفن جنازه بی سر ایّوب انصاری می دانند، که کتیبه‌های قبور عدم صحت موضوع را نشان می‌دهد.

 حدود موقوفات بقعه

 به موجب اسناد و فرمانهایی که از دوره‌ی صفویه برجا مانده است (مزار کثیر الانوار) ایّوب انصاری دارای موقوفات متعددی بوده است که در طول زمان اشخاص گوناگونی تولیت آن را به عهده داشته اند.تعداد این اسناد و فرمانها بالغ بر 9 عدد و حاکی است که شاهان صفوی اقبال و توجه خاصی به این بقعه داشته اند، و در همه حال نسبت به حفظ موقوفات و رفع ظلم و تعدی از متولیّان، دستورهایی به حکّام و فرمانروایان محلی می داده اند. از محتوای این اسناد می توان به اهمیّت بقعه و موقوفات آن در گذشته پی برد. در ادوار مختلف آبادیها و مزارع موقوفه بارها مورد هجوم اشرار و یا حکّام محلی قرار گرفته، و در نتیجه بعضی از مناطق تغییر نام داده و یا به کلی از بین رفته است. به هر حال در مجموع اسامی آنها به شرح زیر است :

1– منطقه وسیع ساروقورغان

 طبق فرمان شماره 2 ملک زکریان نامی در سال 1103 هجری قمری بر آنجا حکومت داشته است. هویت این شخص معلوم نیست ، و ظاهرا چنین به نظر می‌رسد که از اعقاب ایوب انصاری باشد ، این منطقه (ساروقورغان) دارای سابقه بوده و آثار قلعه‌ای عظیم نظر هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کند بعلت وجود پرتگاهای خطرناک نمی‌شود به آسانی وارد قلعه شد ، ولی از طرف روستای ساروقورغان میتوان وارد قلعه شد

از نظر معماری قلعه‌ای ارزشمند می‌باشد که نیاز به بررسی عمیق دارد . طبق کتاب جامع التواریخ رشیدی نوشته حافظ ابرو این چنین برداشت می‌شود : که این قلعه از دوران پیش از تاریخ مرکز تمدنهای هزاره اول بوده و از عصر ماد تا دوره ساسانی اقوام محلی در آنجا سکونت داشته‌اند .

در دوره‌های اولیه اسلامی اکراد (جمع کردها) در آنجا پناه می‌بردند تا خاک آذربایجان را به تصرف در بیاورند. در سال 759 هـ-ق ساروقورغان توسط امیر تیمور با خاک یکسان شد و چندی بعد شخصی به نام صارم کرد از حکام مکری(کردستان) آنجا را بهترین پناهگاه دانسته و پس از تعمیر آنجا را برای بیرون راندن آذربایجانی‌ها و سکونت دادن اقوام مهاجر مهیا کرد ، البته جنگ صارم با اندکی تغییر در کتاب شرف نامه بدلیسی نیز آمده است . 

بنا به روایت که سینه به سینه در منطقه تکاب افشار از افراد کهن سال محلی نقل می‌شود ، نادر شاه، شاه افشار قصد گشودن این قلعه را داشته است و چون از فتح آن عاجز می ماند در توجیه عدم موفقیت خود اظهار میدارد « ساروغان گوئی به جهان نیامده است » البته اصل این جمله به‌ترکی ادا می شود « ساروقورغان جهانه گلمیب » و از تسخیر آن چشم می‌پوشد 

چون هیچ یک از مورخان قدیم و جدید به این موضوع اشاره‌ای نکرده‌اند لذا انتساب این جمله به جهانگشایی چون نادر و آنهم در محلی که از قدیم الایام مرکز طوایف افشار بوده است را مقرون به صحت نمی نماید

به عقیده آقای بابک‌راد (باستانشناس) در مقاله‌ای چاپ شده در مجله باستان شناسی که قلعه ساروقورغان تکاب افشار را می توان با دژ عظیم قلعه قمچي در دهكده اركبين (110 كيلومتري زنجان) كه به 800 تا 900 سال پيش از ميلاد تعلق دارد مقایسه کرد.

2– مزرعه‌ی ده سبیل

3- مزرعه و ده دوه چی

4- روستای دورباش

5- اراضی روستای گنبدلو

6 – مزرعه‌ی دینگه سر

پایان سخن

 بنای بقعه ایوب انصاری جزو زیباترین مقابر سرزمین آذربایجان می‌باشد . که بعد از گذشت چند صد سال و با آن همه کشمکش و غارتهای متوالی همچنان پا برجا بوده این بنا ارزش تاریخی و معماری دارد لذا تحقیق و تفحص در باب این بنا کمک شایانی به شناساندن این چنین بناها می‌کند .

 وظیفه خود می دانیم در پایان از همه کسانی که در این امر ما را یاری کردند تشکر نماییم از جمله جناب آقای سیدی از اساتید معماری دانشگاه مازندران .

وبلاگ احد نباتی

جمعیت تکاب

تکاب در سال 1335 با یک نقطه شهری و 90 آبادی مسکونی، 39440 نفر جمعیت داشته که از این تعداد 34494 نفر در نقاط روستایی و 4946 نفر نیز در تنها نقطه شهری متمرکز بوده اند. در سال 1345 جمعیت شهرستان به 46730 نفر افزایش می یابد که 40415 نفر جمعیت داشته که از این تعداد 34494 نفر در نقاط روستایی و 4946 نفر نیز در تنها نقطه شهری متمرکز بوده اند. در سال 1345 جمعیت شهرستان به 46730 نفر افزایش می یابد که 40415 نفر روستانشین و 6315 شهرنشین بوده اند. در سال 1355 این شهرستان با 101 نقطه روستایی و 1 نقطه شهری دارای 57981 نفر جمعیت بوده که جمعیت روستایی 45096 نفر و جمعیت شهری نیز 12885 نفر بوده است. اما در سال 1365 جمعیت شهرستان بخصوص جمعیت شهری سیر صعودی می گیرد. بطوریکه کل جمعیت شهرستان در این دوره به 72247 نفر و 12941 خانوار می رسد. بعد خانوار شهرستان در همین سال 5/5 نفر بوده است. در این دوره سر شماری 39553 نفر در روستاها و 32694 نفر در شهر تکاب ساکن بوده اند. توزیع جمعیت و نقاط دارای عدم تعادل در سطح شهرستان می باشد. توزیع مکانی و پراکندگی سکونتگاهها و میزان جمعیت آنها بازتابی از عوامل و مناسبات پیچیده طبیعی، اجتماعی، اقتصادی، موقعیّت منطقه ای و منطقه ای است. نحوه پراکندگی نقاط جمعیتی بیش از هر چیز متأثر از ویژگیهای توپراگرافی، شیب زمین، استقرار ناهمواریها و نهایتاً توزیع منابع آب و خاک است. این عوامل اساس استقرار و فعالیت انسان به شمار می آید و هر یک از این عناصر ماحصل پتانسیل های بالقوّه و بالفعل است که نظام سکونتگاهی را شکل می دهد و در تنظیم مناسبات اقتصادی و اجتماعی بین آنها نقش ایفا می کند. بررسی نحوه پراکندگی سکونت گاهها در بستر طبیعی منطقه نشان می دهد که ارتفاعات و نواحی کوهستانی تقریباً خالی از جمعیت است این نواحی شامل حاشیه های جنوب شرقی، شرق، شمال، شمال شرقی، شمال غربی و قسمتی از نواحی مرکزی است. شرایط نامساعد طبیعی، اقلیم کوهستانی، سامانه حمل و نقل و دسترسی صعب العبور، چهره عاری از جمعیت و فعالیت به این مناطق بخشیده است و زمانی که شرایط مساعدتر می شوند لکه های کوچک جمعیتی و فعالیت که در ارتفاعات زیاد مستقر هستند اغلب دارای جمعیت اندک و در مقابل نواحی م ارتفاع و با شیب ملایم اکثراً دارای روستاهای پر جمعّیت هستند. بنابراین وابستگی به این شرایط و عملکرد نظام اکولوژیک منطقه نظام سکونتگاهی را دچار نابرابری کرده است. شرایط مذکور، در مرحله بعدی شبکه های ارتباطی سطح شهرستان را شکل داده و در سکونتگاههای روستایی در درجه بعدی از گسترش این شبکه ها تأثیر پذیرفته اند. بطوریکه در مسیرهای ارتباطی قرار دارند اغلب دارای ثبات جمعیتی و اقتصادی هستند.

 جمعیت تکاب بر اساس سرشماری سال 1385 بصورت زیراست:

 82274 نفر که 44043 نفر از آن در قسمت شهری و بقیه در مناطق روستایی ساکن هستند.