طبیعت تکاب

جاذبه های طبیعی تاریخی شهرستان تکاب|تخت سلیمان|آذرگشسب|زره شوران|شیز|بلقیس|چملی|دورباش

ماه عید چراغتپه سفلی

 در آستانه عید نوروز و بهار طبیعت هستیم. به همین بهانه در خصوص آداب و رسوم عید نوروز در شهرستان تکاب، روستای چراغتپه سفلی که تا حدود سالهای 1370 هجری شمسی بطور کامل برقرا بوده، و بعد از آن بدلیل ورود و گسترش تکنولوژی های جدید اعم از اینترنت، فضای مجازی و ... خواسته یا ناخواسته برخی از این آداب و رسوم دستخوش تغییر شده اند. خواندن و مرور آن خالی از لطف نیست. شاید تلنگری باشد برای احیای این آداب و رسوم. همچنین برخی از این رسم و آداب با اندکی تغییر در سایر روستاها و دهستانها در حال حاضر برقرار است. این مطلب را آقای عزیز رجبی ارسال نموده اند.

ماه عيد(بايرام آيی) 


بعد از تمام شدن چلّه بزرگ و چلّه كوچك، يك ماه به عيد نوروز مانده را، ماه عيد (بايرام آيي) مي نامند.
در مورد آب و هواي اين ماه، اعتقاد دارند كه، از شدّت سرماي زمستان كم كم كاسته مي شود و زمستان رنگ و بوي تازه اي مي دهد.
مردم، ديگر سرماي زمستان را از ياد مي برند و از اوّل اين ماه، مقدّمات عيد نوروز را تهيّه مي نمايند، از
قبيل رويانيدن سبزه و سفيدكردن خانه و تهيّه عيدي و همچنين بردن عيدي به جاها و مناطق دور دست.
چهارشنبه ی كوتاه و چهارشنبه ی آخر سال و همچنين جمعه ی آخر سال نيز، جزء ماه عيد مي باشند كه هركدام مراسم و آداب خاصّي دارند.


شب نشيني 

شب نشيني معمولاً در شبهاي دراز زمستان انجام مي گيرد.و معمولاً اين كار بعد از صرف شام صورت مي پذيرد.
شب نشيني به دعوت قبلي صاحب خانه انجام مي گيرد و در بعضي از مواقع نيز شب نشينها، سرزده وارد خانه مي شوند.
شب نشيني ممكن است همراه تمامي افراد خانواده انجام گيرد. و اين مواقع در صورتي است كه صاحب خانه از فاميلهاي نزديك و يا همسايه باشد.
البتّه خانواده¬هايي كه بچّه زياد دارند و ايجاد مزاحمت بيشتري مي كنند ترجيح مي دهند كه ميزبان شب نشينها باشند، تا اين كه خودشان به شب نشيني بروند .
خانواده هايي كه پيرزن و پيرمرد و يا مريض دارند، هيچ موقع به شب نشيني خانه ديگر نمي روند، بلكه از جاي ديگر به شب نشيني و به منظور احوالپرسي مريض آن خانواده، به خانه ی آنها مي آيند.
شب نشيني در كنار كُرسي انجام مي گيرد و شب نشينها،كنار كُرسي مي نشينند و مشغول صحبت مي شوند و بچّه ها نيز دور پيرمردها و پيرزنها را مي گيرند و از آنها مي خواهندكه برايشان قصّه و چيستان بگويند و پيرزنها و پيرمردها نيز براي آنها قصّه و چيستان مي گويند.
بچّه ها، به همديگر قصّه مي گويند و چيستانهاي بچّه گانه را در ميان خودشان مطرح مي كنند.
به طور مثال يكي از چيستانهاي بچّه گانه را مطرح مي كنم، مانند:
به خانه و وسايل خانه نگاه مي كنند و يكي از وسايل خانه را در نظر مي گيرند و به آن عموميّت مي دهند و می گویند: «آن چيست كه در همه خانه ها وجود دارد.» بعد از مدتي، صاحب خانه از آنها پذيرايي مي كند و برای شب نشینها «شب چَرَز» می آورند.
شب چَرَز عبارت است از: مقداری سنجد، شيريني، قنادي، خرما و يا اين كه ميوه است كه مي آورند و روي كُرسي مي گذارند و از آنها پذيرايي مي كنند.
البته، خانواده نيز، شب نشيني را به نوبت مي اندازند، و هر شب به نوبت به خانه ی يكديگر براي شب نشيني مي روند.
پيرزنها و پيرمردها، از زمان قديم براي حاضران صحبت مي كنند، از جنگلها و نحوه ی زندگي مردم و نداشتن امكانات رفاهي امروزه و غيره تعريف مي كنند. 


ضرب المثل 

« قش گِدَر، اُزو قَرَه ليك، كُوموره قالار»
زمستان مي رود، رو سياهي، به زغال مي ماند.
برگردان: « زمستان تمام مي شود، ولي رو سياهي به زغال مي ماند.»
اين ضرب المثل در مورد كساني به كار مي رود كه، در موقع گرفتاري كسي ، به او كمك نمي كنند و بالاخره شخص گرفتار، از گرفتاري، بدون كمك ديگران، رها مي شود و به آن كساني كه در موقع گرفتاري به او كمك نكرده اند مي گويد:
« قش گِدَر، اُزو قَرَه ليك، كُوموره قالار».
« هَمَّه شَه بایرام شنبه یَه توشمَز»
hamaša bâyrām šanbaya tošmaz.
هميشه عيد نوروز به شنبه نمي افتد.
كاربرد: در روستاي چراغ تپه سفلي، اين ضرب المثل در مورد كساني به كار مي رود كه هميشه در معامله منفعت مي كنند، ولي اگر يك بار ضرر و زيان ببينند، ناراحت مي شوند و مي گويند چرا ضرر كرديم؟!
« توي بيراميدی »
toy bâyrāmidy
هم عروسي اوست هم عيد اوست.
كاربرد: در هنگام سرسلامتي گفتن به خانواده¬ی كساني كه عمر زيادي داشته اند و فوت كرده اند، مي گويند، چرا نگران و ناراحت هستيد، الحمدلله زندگي خوب كرده و با نوه و نتيجه روزگار گذرانده است. 


پيشواز عيد
اهالي روستاي چراغ تپه سفلي يك ماه مانده به عيد نوروز با سر و سامان دادن خانه هايشان به پيشواز سال نو مي روند و براي اين كار فرش و گليم خانه را به رودخانه ی نزديك روستا مي برند و مي شويند. بعد از شستشوي وسايل خانه، ديوارهاي منزل خود را با گِل سفيد مي پوشانند تا همه چيز رنگ و بوي تازگي بگيرد و بعد از آن كه از امور منزل فارغ شدند، براي قوم و خويشان دور از محل زندگی خود، هدايايي مي فرستند. 


چهارشنبه كوتاه 

به چهارشنبه قبل از آخرين چهارشنبه سال اصطلاحاً «چهارشنبه کوتاه» یا كُولَه(kulâ)  مي¬گويند. در اين روز خاص بعضي از اهالي مقداري از موي اسب و ساير حيوانات را كوتاه مي كنند. 


چهارشنبه آخر سال
عيدي دادن به نزديكان در شب چهارشنبه آخر سال يكي از برنامه هاي مردم در روستای چراغ تپه سفلی ست.از ديگر مراسم شادي آور در اين زمان، پرتاب كردن توپ شمعي و روشن كردن بوته هاي آتش در پشت بام كساني است كه يكي از افراد خانواده شان را در سال قبل از دست داده اند. اين كار به خصوص به وسيله ريش سفيدان آبادي انجام مي شود. فال گوش ايستادن نيز يكي از مشغوليت هاي دختران جوان روستاست. عده اي از جوانان هم با مراسم شال اندازي لحظات شادي را مي گذرانند. 


شال اندازي 

اين مراسم در دو مرحله انجام مي شود:یكي در شب چهارشنبه¬ی آخر سال و ديگري در شب عيد.در هر نوبت مراسم شال اندازي بعد از غروب آفتاب شروع مي شود. شال اندازها كه اغلب كودكان و نوجوانان هستند، پارچه اي به طول دو، سه متر را از روزنه پشت بام به درون خانه اهالي محل مي اندازند و بدون سر و صدا منتظر مي مانند تا صاحبخانه شال را ببيند و درون آن خوراكي بگذارد. صاحبخانه با ديدن شال مقداري شيريني و نقل و تخم مرغ در آن قرار مي دهد و با صداي بلند مي گوید:
« آلله مطليبي يين ورسين» .(āllāh matlâbÎn vârsin)
يعني خداوند مرادت را بدهد!
يكي از اصول اين بازي ناشناس ماندن شال اندازهاست، ولي در مواقعي اگر صاحبخانه كنجكاوي كند و بخواهد آنان را بشناسد، بايد در شال هداياي ارزنده اي قرار بدهد. 

ماه-عید-چراغتپه-سفلی-تکاب-Cheragh_Tappeh_ye_Sofla


جمعه آخر سال 

بنا بر يك رسم قديمي، همه اهالي يا تقريباً اكثر آنان در شب جمعه آخر سال به قبرستان مي روند و با فاتحه خواني و خيرات براي درگذشتگان خود از خداوند طلب آمرزش مي كنند. عده اي هم ضمن تلاوت قرآن و راز و نياز، مقداري خرما، حلوا و نان محلي به نام « اَردَک »(ardâk) تهيه مي كنند و بين همسايگان تقسيم مي نمايند. 


سياه برداري
اين مراسم در شب عيد به مناسبت از سياه درآوردن خانواده متوفّي برگزار مي شود، آن هم به اين صورت كه عده اي از اهالي و آشنايان خانواده هاي عزادار به نام سياه برداران، در سيني بزرگي، آينه، شمع، شيريني و عكس متوفي را قرار مي دهند و به خانه يك يك عزاداران محله مي روند و مقداري هم پارچه سفيد و چندكيسه خاكستر به همراه مي برند.
در اين ديدار، سوگواران بعد از اصرار سياه برداران، به جاي لباس سياه، جامه سفيد مي پوشند و به قول معروف از عزا درمي آيند. 


تحويل سال نو
چند ساعت قبل از تحويل سال، اهالي روستاي چراغ تپه با يك كاسه يا قوري به مسجد محله مي روند.در آنجا قاريان قرآن تا قبل از تحويل سال در كنار تشت آب چهل بار سوره¬ی ياسين را قرائت مي كنند كه در اين منطقه به «چهل یاسین» شهرت دارد. بعد از سال نو هر يك از شركت كنندگان در مراسم و حاضران در مسجد، مقداري آب را برداشته و به خانه هايشان برمي گردند. 


تعاون و همكاري در سال نو 

در راستاي ديدار از خانواده هاي عزادار، چند نفر از ريش سفيدان كه در يك جا جمع مي شوند از فرصت استفاده كرده و با شور و مشورت، حمامي، چوپان، گاو چران و خادم مسجد را تعيين مي كنند. در بعضي مواقع نيز ممكن است، يكي از اماكن عمومي آبادي به تعمير و مرمت نياز داشته باشد، در اين صورت درباره بازسازي و ميزان هزينه مورد نياز آن نيز تصميمات لازم گرفته مي شود.يكي ديگر از اموري كه در ايام نوروز در بين اهالي مورد مشورت قرار مي گيرد، رسيدگي به وضع مستمندان روستاست، كه معمولاً همه مردم در اين امر خير نيز شركت دارند. 


دَروزَه
اهالي چراغ تپه سُفلي به روز دهم فروردين اصطلاحاً « دَروزَه» مي گويند. در اين روز خاص آنان طبق باورهايي با نگاه كردن به اوضاع جوّي، وضعيّت آب و هوا در سال جديد را پيش بيني مي كنند. بعضي از مردم معتقدند اگر در روز دهم فروردين هوا صاف باشد و يا باران ببارد، سال خوب و باراني در انتظار آنهاست و تابستان معتدل و زمستان گرمي خواهند داشت. امّا اگر روز دهم فروردين، برفي باشد، زمستان طولاني، سخت و سردي در پيش دارند. 


سنگ اندازي
روز سيزدهم نوروز، گروهي از مردم ساكن چراغ تپه سفلي روانه رودخانه¬ی محل مي شوند تا با پرتاب كردن سنگ در رودخانه، درد و بلاي خود و خانواده شان را به آب بدهند و به اصطلاح از خود دور كنند. آنان با پرتاب كردن سنگ هاي متعدد به رودخانه مي گويند:
« قادام، بالام، درد و بَلام، بو داشِنان بِلَه گِدسين»
gādâm, bâlâm, dard u balâm, bu dâšnân bela gedsyn.
برگردان: تمام درد و بلايم، درد و بلايم، همراه اين سنگ برود.
« دَدَه مين، نَنَه مين، قارداش باجي مين، قاداسي، بُونان بِِلَه، گِدسين.»
dâdâmyn, nânâmyn, gârdâš bâjymyn, gâdâsy, bonân bela, gedsyn.
برگردان: درد و بلاي پدر و مادرم و برادر و خواهرم، همراه اين سنگ برود. 


برچسب‌ها: تکاب, چراغتپه
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۳ساعت   توسط حسین بهاری  | 

مطالب قدیمی‌تر
 

ثبت شده در سایت samandehi.ir
کپی برداری و استفاده از مطالب، با ذکر منبع طبیعت تکاب بلامانع است